صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )

15

مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )

اميد را دارم كه تعمق و كنكاش در آنچه من در اين باره آورده‌ام خير علمى فراوان بدنبال داشته باشد و از طرف ديگر از اين استقبال مىكنم كه از نقد علمى و خالصانه اين دانشمندان در اين باره آگاه گردم . همچنين از اين دانشمندان خواستارم دو فصل « اسباب نزول » و « مكى و مدنى » را نيز بخوانند تا اگر در اين بحثها راه صواب رفته باشم به آن اطمينان پيدا كنم و اگر در آن سهو و اشتباهى داشته باشم از آن آگاه گردم . من در فصل اسباب نزول دربارهء مبالغه‌ها و مغالطه‌هائى كه پاره‌اى از مصنفان اسباب نزول دچار آن شده‌اند سخن گفته‌ام و در بارهء بعضى از آيات كه يك مناسبت عام براى نزول آنها وجود داشته ، اصرار ورزيدن روى اسباب خاص نزول و محدود كردن مفاد آيه به اين موارد محدود را مردود شمرده‌ام . نظرم بر اين بوده كه بايد براى فهم درست اين آيات ، ميان سبب نزول كه در تاريخ ذكر شده و سياق ادبى آيات كه از تناسب ميان آيات و ارتباطات متقابل سوره‌ها بدست ميآيد جمع كرد و معانى آيات را به غير اسباب نزول تعميم داد و در فهم نمونه‌ها و ارزش‌هاى انسانى كه اين آيات دربردارند از زمان و مكان خاص فراتر رفت و آنها را به موارد اسباب نزول محدود نساخت . همچنين در فصل « مكى و مدنى » براى نزول قرآن شش مرحله قائل شده‌ام و گفته‌ام كه هر كدام از دوره‌هاى مكى و مدنى قرآن شامل سه مرحلهء ابتدائى و متوسط و نهائى بوده و هر كدام از اين مراحل از يكديگر كاملا متمايز بوده است همانطور كه هر كدام از اين مرحله‌ها از نظر موضوعاتيكه در آن مطرح شده و صحنه‌هاى ويژه‌اى كه در آن ترسيم گرديده و داستانهاى بخصوصى كه در آن نقل شده و آهنگ‌هائى كه در الفاظ و فواصل آيات آن به كار رفته از مرحله ديگر متمايز گرديده است . از اصحاب نظر خواستارم كه نظر خود را مخصوصا در اين مسائل ويژه كه من بدان پرداخته‌ام ابراز بدارند . ميدانيم كه از همان آغاز « عصر تدوين » مسائل مربوط به تفسير « ام المسائل » علوم قرآنى بوده است و من ميتوانستم فصل « تفسير » را در جمله فصول همين بخش سوم بياورم ولى از باب اهميت و عظمت ويژه‌اى كه براى « تفسير » قائل هستم آن را يك بخش مستقل قرار داده‌ام و بحث « اعجاز قرآن » را نيز كه نزديكترين مسأله به تفسير است به آن ملحق نموده‌ام . من معتقد هستم تفسير آيات قرآن در صورتى قابل قبول است كه مفسر حتما ظرائف و دقائق مربوط به شيوه بيان قرآن را كه منشأ اعجاز شگفت انگيز قرآن است در تفسير خود مورد توجه قرار داده باشد . من اعلام ميكنم كه واجب است « تفسير بيانى قرآن » يعنى تفسير مبتنى بر ظرايف و دقايق شيوه بيان قرآن در همه دانشكده‌هاى شريعت جهان اسلام مخصوصا در دانشكده‌ها و مدارس عالى ازهر شريف و در دانشكده شريعت دمشق و بغداد تدريس شود . عنايت به جنبه‌هاى فقهى آيات قرآنى كه اين دانشكده‌ها بدان